الشيخ محمد علي الگرامي القمي

27

خودسازى و مسائل روانى (فارسى)

( وقودها الناس ) ليكن اينها هم به هر حال امكاناتى داشته‌اند كه از دست داده‌اند و به راه كج رفته‌اند . چگونه مىتوان از فردى سست اراده ، روانى توانا ساخت ؟ مىپرسند : چه كنيم كه در برابر جور و ستم نهراسيم ، و در مقام حق‌گويى و حق‌جويى ، ظالمان و ستمگران را چيزى حساب نكنيم ؟ ما روحيه‌هاى قوى را دوست داريم و همين كه مىشنويم امير كبير قهرمان مبارزه با استعمار با كمال رشادت تسليم مرگ شد ، و با بى اعتنائى كامل به حامل فرمان شاهى مىگويد پس ار رگ زدن صبر كن تا بدنم سرد شود . . و تسليم استعمار نمىشود بسيار لذت مىبريم . مىخواهيم در ناراحتىها با ظرفيت بوده همچون مهندسى كه اخيرا به خاطر ناز و كرشمه هاى نابجاى نامردش خودكشى كرد نباشيم . مىخواهيم : در برابر عشقها و علاقه‌هاى مادى قوى باشيم و همچون برخى شعراى خودمان اين قدر سست نباشيم كه بگوئيم : به كمال عجز گفتم كه به لب رسيده جانم * به غرور ناز گفتى كه مگر هنوز هستى و يا بسرائيم : تغافل تا بكى حرفى نگاهى گوشه چشمى * جفا قدرى ستم حدى و ناز اندازه‌اى دارد و بگوئيم كه : برآن بود كه از آن كنم دل * ندانستم كه تو آهنربائى